تامپيه بود، كه اين قضيهها و بسياري از مطالب را در 1277، رسماً تكفير كرد. در 1282، امتيازات كليسايي فرقههاي سايل را آشكارا رد كرد. سماع طبيعي و مابعدالطبيعهٴ ارسطو و كتابالعلل را شرح كرد؛ رسالهاي در منطق، و كتابي در باب الهيات، و پانزده باب در سوٴال و جواب را نوشت.
ژيل لِسَـني1
احتمالاً در حدود 1230، در لاسن واقع در هينو2 زاده شد، بيشتر عمر خود را در صومعهٴ سنژام پاريس گذراند، در 1304، يا پس از آن، درگذشت.
دومينيكي، فيلسوف، تاريخنويس و اخترشناس بلژيكي، شاگرد آلبرت كبير و قديس توما؛ در 1270، نامهاي به آلبرت نوشت، و او را از خطر تكفير آيين تومايي آگاه ساخت. او رسالهاي نوشت دربارهٴ گاهشناسي و سعي كرد زمان وقايع تاريخي را با مراجعه به گرفتها (كسوف و خسوف) و ساير وقايع همزمان تعيين كند؛ اين كتاب وقايع تا سال 1304، را شامل است.
مهمترين تأليفش رساله دربارهٴ وحدت صور است، كه آن را در 1278، بر ضد كيلواردبي نوشته؛ اين رساله شامل توصيف و رد نظريهٴ تكثر صور است كه پيش از قديس توما قبول عام داشت، ولي او از فلسفهٴ عكس آن، يعني وحدت صورت اصلي دفاع كرد. رسالهٴ ژيل از مهمترين آثار مربوط به اين مجادله است.
ممكن است ژيل لِسَني همان ژيل دومينيكي باشد كه رسالهاي دربارهٴ ستارهٴ دنبالهدار سال1264، نوشت (
¿ بخش 18 يادداشت مربوط به راجر بيكن).
ژوفروا فونتني3
در فونتن لِئوزمون4 نزديك ليژ زاده شد؛ استاد الهيات دانشگاه پاريس در 1286؛ عضو شوراي كليسا در ليژ، پاريس، كلن ؛ از اعضاي دانشگاه سوربن؛ پس از 1303، درگذشت. فيلسوف تومايي مستقل، كه استفان تامپيه، اسقف پاريس، و پيروانش را به خاطر تكفير كودكانهٴ فلسفهٴ تومايي مورد انتقاد قرار داد. چهارده باب پرسش و پاسخ دربارهٴ الهيات را نوشت. برخلاف عقيدهٴ ارسطو در باب تكوين موجودات، استحالهٴ اجسام تحتالقمر را ممكن دانست.